والشمس وضحیها والقمراذا تلیها

ای مسلم‌ترا سحر خیزی

هر سحر چون زخواب برخیزی

سر زبالین شرق برداری

دامن وجیب پر ز زرداری

پس کنی در جهان زرافشانی

بر فقیر و توانگر افشانی

چون زنی بر فلک سراپرده

بندی از نور در هوا پرده