غزل شمارهٔ ۱۳۲۷

تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ

خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ

جهان شکست و تو یار شکستگان باشی

کجاست مست تو را از چنین خرابی ننگ

فلک ز مستی امر تو روز و شب در چرخ

زمین ز شادی گنج تو خیره مانده و دنگ

وظیفه تو رسید و نیافت راه ز در

زهی کرم که ز روزن بکردیش آونگ