تمهید

نیست در خشک و تر بیشهٔ من کوتاهی

چوب هر نخل که منبر نشود دارکنم

نظیری نیشابوری

راه شب چون مهر عالمتاب زد

گریهٔ من بر رخ گل ، آب زد

اشک من از چشم نرگس خواب شست

سبزه از هنگامه ام بیدار رست

باغبان زور کلامم آزمود