حکایت درین معنی که مسئلهٔ نفی خودی از مخترعات اقوام مغلوبهٔ بنی نوع انسان است که به این طریق مخفی اخلاق اقوام غالبه را ض

آن شنیدستی که در عهد قدیم

گوسفندان در علف زاری مقیم

از وفور کاه نسل افزا بدند

فارغ از اندیشه ی اعدا بدند

آخر از ناسازی تقدیر میش

گشت از تیر بلائی سینه ریش

شیر ها از بیشه سر بیرون زدند

بر علف زار بزان شبخون زدند