غزل شمارهٔ ۱۳۵۲

چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال

تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بی‌زوال

چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر

خاصه که منقار هجر کند تو را پر و بال

آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول

آه ز یار ملول چند نماید ملال

آن که همی‌خوانمش عجز نمی‌دانمش

تا که بترسانمش از ستم و از وبال