به این بهانه درین بزم محرمی جویم

به این بهانه درین بزم محرمی جویم

غزل سرایم و پیغام آشنا گویم

بخلوتی که سخن می شود حجاب آنجا

حدیث دل به زبان نگاه می گویم

پی نظارهٔ روی تو می کنم پاکش

نگاه شوق به جوی سرشک می شویم

چو غنچه گرچه به کارم گره زنند ولی

ز شوق جلوه گه آفتاب می رویم