از ما بگو سلامی آن ترک تند خو را

از ما بگو سلامی آن ترک تند خو را

کاتش زد از نگاهی یک شهر آرزو را

این نکته را شناسد آندل که دردمند است

من گرچه توبه گفتم نشکسته ام سبو را

ای بلبل از وفایش صد بار با تو گفتم

تو در کنار گیری باز این رمیده بو را

رمز حیات جوئی جز در تپش نیابی

در قلزم آرمیدن ننگ است آب جو را