موسیولینن و قیصر ولیم

موسیولینن

بسی گذشت که آدم درین سرای کهن

مثال دانه ته سنگ آسیا بودست

فریب زاری و افسون قیصری خورد است

اسیر حلقهٔ دام کلیسیا بودست

غلام گرسنه دیدی که بر درید آخر

قمیص خواجه که رنگین ز خون ما بودست

شرار آتش جمهور کهنه سامان سوخت