جانم در آویخت با روزگاران

جانم در آویخت با روزگاران

جوی است نالان در کوهساران

پیدا ستیزد پنهان ستیزد

ناپایداری با پایداران

این کوه و صحرا این دشت و دریا

نی راز داران نی غمگساران

بیگانهٔ شوق بیگانهٔ شوق

این جویباران این آبشاران