ما از خدای گم شدهایم او به جستجوست
ما از خدای گم شدهایم او به جستجوست
چون ما نیازمند و گرفتار آرزوست
گاهی به برگ لاله نویسد پیام خویش
گاهی درون سینه مرغان به های و هوست
در نرگس آرمید که بیند جمال ما
چندان کرشمه دان که نگاهش به گفتگوست
آهی سحر گهی که زند در فراق ما
بیرون و اندرون زبر و زیر و چار سوست