تمهید

ز جان خاور آن سوز کهن رفت

دمش واماند و جان او ز تن رفت

چو تصویری که بی تار نفس زیست

نمی داند که ذوق زندگی چیست

دلش از مدعا بیگانه گردید

نی او از نوا بیگانه گردید

به طرز دیگر از مقصود گفتم

جواب نامهٔ محمود گفتم