ارض ملک خداست

سر گذشت آدم اندر شرق و غرب

بهر خاکی فتنه های حرب و ضرب

یک عروس و شوهر او ما همه

آن فسونگر بی همه هم با همه

عشوه های او همه مکر و فن است

نی از آن تو نه از آن من است

در نسازد با تو این سنگ و حجر

این ز اسباب حضر تو در سفر