نغمهٔ بعل

آدم این نیلی تتق را بر درید

آنسوی گردون خدائی را ندید

در دل آدم بجز افکار چیست

همچو موج این سر کشید و آن رمید

جانش از محسوس می گیرد قرار

بو که عهد رفته باز آید پدید

زنده باد افرنگی مشرق شناس

آنکه ما را از لحد بیرون کشید