فرو رفتن بدریای زهره و دیدن ارواح فرعون و کشنر را

پیر روم آن صاحب «ذکر جمیل»

ضرب او را سطوت ضرب خلیل

این غزل در عالم مستی سرود

هر خدای کهنه آمد در سجود

غزل

«باز بر رفته و آینده نظر باید کرد

هله بر خیز که اندیشه دگر باید کرد

عشق بر ناقهٔ ایام کشد محمل خویش