احوال دوشیزهٔ مریخ که دعوی رسالت کرده

در گذشتیم از هزاران کوی و کاخ

بر کنار شهر میدان فراخ

اندر آن میدان هجوم مرد و زن

در میان یک زن قدش چون نارون

چهره اش روشن ولی بی نور جان

معنی او بر بیان او گران

حرف او بی سوز و چشمش بی نمی

از سرور آرزو نامحرمی