فقر

چیست فقر ای بندگان آب و گل

یک نگاه راه بین یک زنده دل

فقر کار خویش را سنجیدن است

بر دو حرف لا اله پیچیدن است

فقر خیبر گیر با نان شعیر

بستهٔ فتراک او سلطان و میر

فقر ذوق و شوق و تسلیم و رضاست

ما امینیم این متاع مصطفی است