مرد حر

مرد حر محکم ز ورد «لاتخف»

ما بمیدان سر بجیب او سر بکف

مرد حر از لااله روشن ضمیر

می نگردد بندهٔ سلطان و میر

مرد حر چون اشتران باری برد

مرد حر باری برد خاری خورد

پای خود را آنچنان محکم نهد

نبض ره از سوز او بر می جهد