غزل شمارهٔ ۱۴۰۵

میل هواش می کنم طال بقاش می زنم

حلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنم

از دل و جان شکسته‌ام بر سر ره نشسته‌ام

قافله خیال را بهر لقاش می زنم

غیر طواشی غمش یا یلواج مرهمش

هر چه سری برون کند بر سر و پاش می زنم

این دل همچو چنگ را مست خراب دنگ را

زخمه به کف گرفته‌ام همچو سه تاش می زنم