غزل شمارهٔ ۸

روزی‌که زد به خواب شعورم ایاغ پا

من هم زدم ز نشئه به چندین دماغ پا

رنگ حنا زطبع چمن موج می‌زند

شسه‌ست‌گوبی آن‌گل خودرو به باغ پا

سیر بهار رنگ نداردگل ثبات

لغزد مگر چولاله‌کسی را به داغ پا

آنجاکه نقش پای تومقصود جستجوست

سر جای موکشد به هوای سراغ پا