غزل شمارهٔ ۲۳

شب وصل است و نبود آرزورا دسترس اینجا

که باشد دشمن خمیازه آغوش هوس اینجا

چو بوی‌گل‌گرفتارم به رنگ الفتی ورنه

گشاد بال پرواز است هرچاک قفس اینجا

سراغ‌کاروان ملک خاموشی بود مشکل

به بوی غنچه‌همدوش است‌آواز جرس اینجا

دل عارف چوآیینه بساط روشنی دارد

که‌نقش پای خود راگم نمی‌سازد نفس اینجا