غزل شمارهٔ ۵۲

نشاند بر مژه اشک ز هم‌گسستهٔ ما را

تحیرکه به این رنگ بست دستهٔ ما را؟

هزار آبله دادیم عرض لیک چه حاصل

فلک فکند به پاکار دست بستهٔ ما را

کسی‌به‌ضبط‌نفس چون‌سحرچه سحرفروشد

رهاکنید غبار عنان‌گسستهٔ ما را

به سیر باغ مرو چون نماند فصل جوانی

چمن چه‌دسته‌کند رنگهای جستهٔ مارا