غزل شمارهٔ ۵۸
حسنی است بررخش رقم مشک ناب را
نظاره کن غبار خط آفتاب را
هر جلوه باز شیفتهٔ رنگ دیگر است
آن حسن برق نیستکه سوزد نقاب را
مست خیال میکدهٔ نرگس توایم
شور جنونکند قدح ما شراب را
بوی بهار شوق تو را رنگ معجزیست
کارد به رقص و زمزمه مرغکباب را