غزل شمارهٔ ۹۷

عشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ را

ریگ زیرآب خنداند شرار سنگ را

گردل ما یک جرس آهنگ بیتابی‌کند

گرد چندین‌کاروان سازد شکست رنگ را

شوخی‌مضراب‌مطرب گر به‌این کیفیت‌است

کاسهٔ طنبور مستی می‌دهد آهنگ را

می‌شود دندان ظلم ازکندگشتن تیزتر

اره بی‌دانه چون‌گردد ببرد سنگ را