غزل شمارهٔ ۱۱۷

کافرم‌گر مخمل و سنجاب می‌باید مرا

سایهٔ بیدی‌کفیل خواب می‌باید مرا

معبد تسلیم و شغل سرکشی بی‌رونقی‌ست

شمع خاموشی درین محراب می‌باید مرا

تشنه‌کام عافیت چون شمع‌تاکی سوختن

ازگداز درد، مشتی آب می‌باید مرا

غافل از جمعیت‌کنج قناعت نیستم

کشتی درویشم این پایاب می‌باید مرا