غزل شمارهٔ ۱۲۷

وهم راحت صید الفت‌کرد مجنون مرا

مشق تمکین لفظ‌گردانید مضمون مرا

گریه توفان‌کرد چندانی‌که دل هم آب شد

موج سیل آخر به دریا برد هامون مرا

داده‌ام ازکف عنان و سخت حیرانم‌که باز

ناکجا راند محبت اشک‌گلگون مرا

زین عبارتهاکه حیرت صفحهٔ تحریر اوست

گر نفهمی می‌توان فهمید مضمون مرا