غزل شمارهٔ ۱۴۵

کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را

گنبد دستارکو بردارد آواز تو را

جزصدای لفظ‌نامربوط او معنی‌کجاست

نغمهٔ دولاب آهنگی بود ساز تو را

پیری و طفلی بجا، نقص وکمال توام‌اند

نیست چندان امتیاز انجام و آغاز تو را

درتغافل هم‌نگه می‌پروردبی‌شیوه نیست

سرمهٔ نیرنگ باشد چشم غمازتو را