غزل شمارهٔ ۱۶۵
گه ازموی میان شهرت دهد نازک خیالی را
گهی از چین ابرو سکته خواند بیتعالی را
زبان حال خط دارد حدیث شکر لعلش
ازینطوطی توانآموختن شیرینمقالی را
ز نیرنگ حجابش غافلم لیک اینقدر دانم
کهبرق جلوه خواهد ساختفانوس خیالی را
نسیم دامن اوگر وزد گاه خرامیدن
سحر بیپردهگردد غنچهٔ تصویر قالی را