غزل شمارهٔ ۱۷۱

هرکجا نسخه‌کنند آن خط ریحانی را

نیست جز ناله‌کشیدن قلم مانی را

پیش از آن‌کز دم شمشیر تو نم بردارد

شست حیرت ورق دیدهٔ قربانی را

مطلب شوخی پرواز ز موج گهرم

به قفس کرده‌ام امید پرافشانی را

اشک ما صرف تبهکاری غفلت گردید

ریخت این ابر سیه جوهر نیسانی را