غزل شمارهٔ ۱۸۰

در بی‌زری ز جبههٔ اخلاق چین‌گشا

هرچند آستین‌گره آرد جبین‌گشا

از سایلان‌، دریغ نشاید تبسمت

گیرم‌کفت تهی‌ست‌، لب آفرین‌گشا

آب حیات جوی جسد جوهر سخاست

راه تراوشی چو ظروف‌گلین‌گشا

منعم اگر به تنگی خلق است نا زجاه

چین‌دارتر ز نقش نگین آستین‌گشا