غزل شمارهٔ ۱۸۴

سطر یقین به حک داد تکرار بی‌حد ما

این دشت جاده‌گم‌کرد ز رفت و آمد ما

افسرد شمع امید در چین دامن شب

یک آستین نمالید آن صبح ساعد ما

شاید به پایبوسی نازیم بعد مردن

غیر از حنا مکارید در خاک مشهد ما

در دیر بوالفضولیم‌، درکعبه ناقبولیم

یارب شکست دل‌کن محراب معبد ما