غزل شمارهٔ ۱۸۶

بحرمی‌پیچد به‌موج از اشک غم‌پرورد ما

چرخ می‌گردد دوتا در فکر بار درد ما

گر به میدان ریاضت‌کهربا دعوی‌کند

کاه‌گیرد در دهن از شرم رنگ زرد ما

دور نبود گرکمان صید دلها زه‌کند

هم ادای ابروی نازی‌ست بیت فرد ما

می‌دهد بوی گریبان سحر موج نسیم

می‌توان دانست حال دل ز آه سرد ما