غزل شمارهٔ ۱۹۱

نیست خاکسترما شعله صفت بسترما

رنگ آرام برون تاخته ازپیکر ما

ناله‌ها در شکن دام خموشی داریم

خفته پرواز در آغوش شکست پر ما

اشک شمعیم‌که از خجلت اظهار نیاز

با عرق می‌چکد از جبههٔ خودگوهر ما

معنی آبلهٔ بسته به خون جگریم

بی‌تأمل نگذشته‌ست‌کسی از سر ما