غزل شمارهٔ ۱۹۸

نغمه رنگ افتاده نقش بی‌نشان تأثیر ما

مطربی کوکز سر ناخن‌کشد تصویر ما

سرمه تفسیر حیا عنوان‌کتاب عبرتیم

تهمت تقریرنتوان بست برتحریر ما

قبل و بعد عالم تجدید، تجدید است و بس

نیست تقدیمی‌که بیشی جوید ازتأخیر ما

از شرار سنگ نتوان بست نام روشنی

رنگ شب درد چراغ خانهٔ دلگیر ما