غزل شمارهٔ ۱۹۹

چه‌ممکن است‌که راحت سری برآورد از ما

مگر نفس رود و دیگری برآورد از ما

به عرصهٔ دو نفس انقلاب فرصت هستی

گمان نبودکه دل لشکری برآورد از ما

چو رنگ عهدهٔ ناموس وحشتیم به‌گردن

ز خوبش هرکه برآید پری برآورد از ما

شرارکاغذ اگر در خیال بال گشاید

جنون به حکم وفا مجمری برآورد ازما