غزل شمارهٔ ۲۴۴

پا به نومیدی شکست آزادی دلخواه ما

گرد چین دستی نزد بر دامن‌کوتاه ما

کوشش اشکیم برما تهمت جولان مبند

تا به خاک از لغزش پاکاش باشد راه ما

چون حباب‌ازکارگاهٔأس می‌جوشیم‌و بس

جز شکست دل چه‌خواهد بود مزد آه ما

غفلت‌کم فرصتی میدان ‌لاف‌کس مباد

در صف آتش علمدار است برگ کاه ما