غزل شمارهٔ ۲۵۳

فقر نخواست شکوهٔ مفلسی ازگدای ما

ناله به خواب ناز رفت در نی بوریای ما

شکرقبول عاجزی تا به‌کجا ادانیم

گشت اجابت از ادب درکف ما دعای ما

در چه‌بلافتاده است‌، خلق زکف چه‌داده است

هرکه لبی‌گشاده است آه من است و وای ما

جیب ففسن ریبده را بخیهٔ خمی سکجاست

تکمهٔ اشک شبنم ست بند سحر قبای ما