غزل شمارهٔ ۲۶۲
چو شمع یک مژه واکن زپرده مست برون آ
بگیرپنبه ز مینا قدح بدست برونآ
نه مرده چند شوی خشت خاکدان تعلق
دمی جنونکن وزین دخمههای پست برون آ
جهان رنگ چه دارد بجز غبار فسردن
نیاز سنگ کن این شیشه از شکست برون آ
ثمرکجاست درین باغگو چو سرو و چنارت
ز آستین طلب صدهزار دست برون آ