غزل شمارهٔ ۱۴۶۷

این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم

یک لحظه پری شکلم یک لحظه پری خوانم

در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعم

هم دودم و هم نورم هم جمع و پریشانم

جز گوش رباب دل از خشم نمالم من

جز چنگ سعادت را از زخمه نرنجانم

چون شکر و چون شیرم با خود زنم و گیرم

طبعم چو جنون آرد زنجیر بجنبانم