غزل شمارهٔ ۱۴۶۸

امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم

از تو شکرافشانم این جا هم و آن جا هم

دل باده تو خورده وز خانه سفر کرده

ما بی‌دل و دل با تو با ما هم و بی‌ما هم

ای دل که روانی تو آن سوی که دانی تو

خدمت برسان از ما آن جا و موصی هم

ما منتظر وقت و دل ناظر تو دایم

در حالت آرامش در شورش و غوغا هم