غزل شمارهٔ ۳۰۳

ای‌گرد تکاپوی سراغ نو نشانها

واماندة اندیشهٔ راه توگمانها

حیرت نگه شوخی حسن تو نظرها

خامش نفس عرض ثنای تو زبانها

اشکی‌ست ز چشم تر مجنون تو جیحون

لختی ز دل عاشق شیدای توکانها

درکنه تو آگاهی و غفلت همه معذور

دریا ز میان غافل و ساحل زکرانها