غزل شمارهٔ ۳۰۷

چواشک آن‌کس‌که‌می‌چیندگل عیش ازتپیدنها

بود دلتنگ اگرگوهر شود از آرمیدنها

ز بس عام است در وحشت‌سرای دهر بیتابی

دل هر ذره دارد در قفس چندین تپیدنها

مجو آوازهٔ شهرت ز آهنگ سبکروحان

صدای بال مرغ رنگ نبود در پریدنها

نگه در دیدهٔ حیران ما شوخی نمی‌داند

به رنگ چشم‌شبنم درداین میناست دیدنها