غزل شمارهٔ ۳۱۴

چیده است لاف خلق به چیدن ترانه‌ها

بر خشت ذره منظر خورشید خانه‌ها

زین بزم عالمی غم راحت به خاک برد

آب محیط رفت به‌گردکرانه‌ها

نشو نمای‌کشت تعلق ندامت است

جز ناله نیست ریشهٔ زنجیر دانه‌ها

آن‌کس‌که بگذرد ز خم زلف یارکیست

بر دل چه کوچه‌ها که ندادند شانه‌ها