غزل شمارهٔ ۳۱۵

ای موجزن بهار خیالت ز سینه‌ها

جوش پری نشسته برون ز ابگینه‌ها

جور ته‌ر پنبه‌کارگلستان داغ دل

تیغت زبان ده دهن زخم سینه‌ها

سودایی تو با گهر تاج خسروان

جوید ز جوش آبلهٔ پا قرینه‌ها

ازفضل ورحمت تولب رشک می‌ گزد

بر ناخن شکسته‌کلید خزینه‌ها