غزل شمارهٔ ۴۵۲

گل‌کردن هوس ز دل صاف تهمت است

موج و حباب چشمهٔ آیینه حیرت است

ما را که بستن مژه باشد دلیل هوش

چشم‌گشاده آینهٔ خواب غفلت است

این است اگر حقیقت اسباب اعتبار

نگذشتنت ز هستی موهوم همت است

زبن عبرتی ‌که زندگیش نام‌ کرده‌اند

تا سر به زیر خاک ندزدی خجالت است