غزل شمارهٔ ۵۰۲

دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است

ز موج پیرهن این محیط پرخسک است

بهار رنگ جهان جلوهٔ خزان دارد

بقم درین چمن حادثات اسپرک است

ز اهل صومعه اکراه نیست مستان را

که‌ترش‌رویی‌زاهدبه بزم‌می نمک است

زعرض شیشه تهی نیست نسخهٔ تحقیق

توآنچه‌کرده‌ای از خویش انتخاب‌شک است