غزل شمارهٔ ۵۰۳
حذر ز راه محبتکه پر خطرناک است
تو مشت خار ضعیفی و شعله بیباک است
توان به بیکسی ایمن شد از مضرت دهر
سموم حادثه را بخت تیره تریاک است
به اختیارنرفتیم هر کجا رفتیم
غبار ما ونفس، حکم صید وفتراک است
ز بس زمانه هجومکساد بازاریست
چو اشکگوهر ما وقف دامن خاک است