غزل شمارهٔ ۵۰۷

یار دور است ز ما تا به نظر نزدیک است

امتیاز آینهٔ دوریِ هر نزدیک است

می‌گزد جوهر آیینه‌ کف دست تهی

باخبر باش‌که افلاس و هنر نزدیک‌است

اگر از نعمت الوان نتوان کام گرفت

مغتنم ‌گیر که دندان به جگر نزدیک است

چون نفس نیم نفس در قفس آینه‌ایم

راحت منزل ما پر به سفر نزدیک است