غزل شمارهٔ ۵۳۱
چون سایه بسکهکلفت غفلت سرشت ماست
بخت سیاه نامهٔ اعمال زشت ماست
گردون به فکر آفت ماکم فتاده است
مانند خم، همیشه، سرما و خشت ماست
چون غنچه درکمین بهاری نشستهایم
چاکی اگر دمد زگریبان بهشت ماست
در سینه دل به ضبط نفس آبکردهایم
ناقوس از ستمزدههای کنشت ماست