غزل شمارهٔ ۵۳۵

امروزکه امید به‌کوی تو مقیم است

گر بال گشایم دل پرواز دو نیم است

نتوان ز سرم برد هوای دم تیغت

این غنچه‌گره بستهٔ امید نسیم است

شد حاجت ما پرده‌برانداز غنایت

سایل همه جا آینهٔ رازکریم است

فیض نظرکیست که درگلشن امکان

هر برگ‌گل امروزکف دست‌کلیم است