غزل شمارهٔ ۵۴۳

دری از اسباب ما و من به حق پیوستن است

قطره را از خودگستن دل به دریا بستن است

سبحهٔ من ناله را با عقد دل پیوستن است

همجو مژگان ‌سجده‌ام چشم‌‌ از دو عالم‌ بستن است

تا توانی گاهگاهی بی‌تکلف زیستن

زین تعلقها که داری اندکی و‌ارستن است

با درشتان جز به ترک راستی صحبت مخواه

نقش را بی‌کج‌نهادی با نگین ننشستن است